ه روز رفته بودم یه رستوران سنتی. رو یه تخت نشستم و تو خیال خودم بودم که دیدم یه دختر و پسر اومدن و رو تخت جلویی نشستن. دختره رو به من بود و پسر پشت به من ... یهو دیدم دختره بهم خیره شده. سرم رو انداختم پایین.اما هوس اومد سراغم ……. دختره با چشاش آمار میداد. یه کاغذ برداشتم و بهش نشون دادم با تکون دادن سرش قبول کرد. وقتی پسره رفت تا پول غذا رو حساب کنه دختره نزدیک تخت من شد و کاغذ رو گرفت… روی کاغذ نوشته بودم: خیلی پستی ... نظرتون چیه ؟





بازخورد به دوست
پاسخها براساس: آرا - تاريخ ارسال
سحر مرادی
سحر مرادی
مهراد که بازی
copy right????
حسین امیری
خریت از بعضیا ست
ارمين بازرگان
آرش نمک پور
امین چابکی
ولی هرچی بود معلومه سابقه داری که تو اون شرایط کاغذ داشتی
soha18
soha18
soha18
soha18
soha18
soha18
soha18
soha18
soha18
صفا م
سعید حقی پور
سارینا کوچمولو
سامناک ملا
سامناک ملا
نکیسا م
سعید اریا
رویا جیگر
رویا جیگر
مهرداد ع
vida1370
1.از کجا میدونستی پسره دوستشه؟شاید داداشش بود
2.اگه خودت کرم نداشتی کاغذ نشونش نمیدادی خو دختره که دلدرد نداشت بیاد سمتت
3.تو چرا نگا کردی دیدی که داره نگا میکنه،اگه واقعا سرسنگین نشسته بودی که اینطوری نمی شد
4.کاغذ از کجا اوردی؟
5.هوس اومد سراغت یا نیومد؟اگه اومد پس چرا شماره ندادی
6.اینو نوشتی که بگی من خیلی پسر خوبیم؟خو نمیگفتی خیلی بهترتر بود
پوريا بختياري
in khube vali un behtare ino az dast nemidi vali inam negah midari mese khune mimune to ye khune dari vali miri yeki dige ham mikhari bozorgtar khoshgel tar vali khune avaliaram dari hanuz
سپيده محسني
اناهيتا ب
اکبر کامرانی
اکبر کامرانی
طناز ...!!!
مهدي خي
مرگ خودت؟
روژینا ناناسی
شاهرخ ساعدی
سعید محمدی
دانیال با مرام
حسین امیری
آرش نمک پور
ولی چون حال دختره رو گرفت حال کردم
نازگل ...!
نازگل ...!
نازگل ...!
میثم زمانی
مهدي راد مهر
مهدی حسنلویی
namak kiss
behtarin kare donya ro kardi
dokhtara aslan arzesh hichio nadaran
محمد عباسی
محمد عباسی
مانی تنهایی
تو چفتی اون پست نیست
یه وری